اینجا تمام سال فاطمیه است...
63 بازدید
تاریخ ارائه : 4/15/2013 12:51:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

یکی گفت : دروغ است که به خانه فاطمه سلام الله علیها حمله شده است!

یکی گفت : از کجا معلوم فاطمه سلام الله علیها محسن اش را سقط کرده!

یکی گفت : اصلا خانه های مدینه در نداشته که آتش بزنند!

یکی گفت : مگر می شود که امت حرمت بیت فاطمه سلام الله علیها را بشکند!

یکی گفت : اصلا منبعی وجود ندارد که ثابت کند فاطمه سلام الله علیها را زده اند و پهلویش ...!

یکی گفت : ممکن نیست علی علیه السلام باشد و چنین کنند!

یکی گفت ...  یکی گفت ...  یکی گفت ...

گفتند و گفتند و گفتند ...


آری؛ امتی که نتوانست فاطمه زهرا، حبیبه رسول خدا، سلام الله علیها را تنها سه ماه تحمل کند، یکسره شکایت کردند که بس است، عزاداری تا کی! گریه و زاری تا کی! خسته ی مان کردی! ؛ می تواند که چند قرن بگذرد و جنایتی که به او روا شد را انکار کند.

 آن روز در مدینه همه بودند و دیدند و فهمیدند که: حرامیان به خانه امیر حمله کرده اند...! اما کسی لب از لب باز نکرد و به یاری نشتافت و کمک نرساند. آنقدر جنایت هولناک بود که سالها بعد وقتی معاویه می خواهد به علی علیه السلام طعنه بزند، در نامه اش شرح ماجرای دست بسته اش را یادآور می گردد و علی علیه السلام در پاسخ نامه اش می نویسد : خواستى مرا نکوهش کنى ولى ستودى. خواستى مرا رسوا سازى، خود را رسوا ساختى. مسلمانان را چه نقصان که بر او ستم رود، هرگاه در دین خود به شک نیفتد و یقینش به تردید نیالاید.[1]

 هر که می خواهد انکار کند بکند؛ اما همه نوشته اند که ابوبکر منکر جنایتی که انجام داد نشد و آخرین آرزویش این بود که : ای کاش حرمت خانه فاطمه سلام الله علیها را نمی شکستم.[2] اینها سخنان اوست در بستر مرگش و آرزویی که هیچ گاه قابل جبران نبود.

هر که می خواهد انکار کند بکند؛ اما هنوز در کتب قدما موجود است که فاطمه سلام الله علیها پسری به نام محسن علیه السلام را در شکم داشت که با ضربه های دشمن سقط شد.[3] چند منبع را می شود تحریف کرد و چند کتاب را انکار!

 اگر هیچ منبعی نبود که یادآور مظلومیت فاطمه سلام الله علیها باشد و جنایتی که شد را گزارش نمی داد، همین یک گردهمایی علما اهل سنت در قاهره کفایت می کرد. آنروز که همه جمع شده بودند و شاعر نیل سروده هایش را می خواند. می خواند که عمربن خطاب صاحب فضایل عدیده بود و یکی از فضیلت هایش یورش به خانه فاطمه سلام الله علیها و آتش زدن آن.

و قَولةٍ لعَلیٍّ قالَها عُمَرُ

أکرِم بسامِعِها أعظِمْ بمُلقیها

حرقتُ دارَک لا أبقِى علیک بها

إن لم تُبایع و بنتُ المصطفى فیها

ما کان غیرُ أبی حَفْصٍ یَفُوُه بها

أمامَ فارِسِ عدنانٍ و حامِیها [4]

     اگر شاعر دروغ می گفت چرا هیچ یک از علما اهل سنت بر نخاست و اعتراض نکرد. هیچ کدام فریاد نکشید که دروغ نگو و به خلیفه تهمت جنایت نزن.
     بگذار هر که می خواهد بر فاطمیه خرده بگیرد و شهادت و مظلومیت فاطمه زهراسلام الله علیها را منکر شود ؛ اینها تلاش بیهوده ای است که راه به جایی نمی برد و تنها خباثت دشمنان را ثابت می کند.
     عالَم باید بداند که بر سر در قلب تک تک ما نوشته است: اینجا تمام سال فاطمیه است ...!
     هستی ما با فاطمیه عجین و گِل وجودی مان از سرزمین محبت اهل بیت علیهم السلام است. ما عاشق فاطمه ایم و تک تک لحظه های زندگی مان فاطمیه است...

تک تک ثانیه هامان به خدا، زهرا جان
در خیال حرم گمشده ات، رویایی است
اگر آن روز شد و منتقم آمد ز سفر
و نبودیم، بگویید که او زهرایی است


علی صفدری
شب شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها
دوم جمادی الثانی1434 - طهران

     _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _


[1] نهج البلاغه ، نامه شماره 28
[2]

الخرسانی، أبو أحمد حمید بن مخلد بن قتیبة بن عبد الله المعروف بابن زنجویه (متوفاى251هـ) الأموال، ج 1، ص 387؛
الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ)، الإمامة والسیاسة، ج 1، ص 21، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1418هـ - 1997م، با تحقیق شیری، ج1، ص36، و با تحقیق، زینی، ج1، ص24؛
الطبری، محمد بن جریر (متوفای 310هـ)، تاریخ الطبری، ج 2، ص 353، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت؛
الأندلسی، احمد بن محمد بن عبد ربه (متوفای: 328هـ)، العقد الفرید، ج 4، ص 254، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان، الطبعة: الثالثة، 1420هـ - 1999م؛
المسعودی، أبو الحسن على بن الحسین بن على (متوفاى346هـ) مروج الذهب، ج 1، ص 290؛
الطبرانی، سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم (متوفای360هـ)، المعجم الکبیر، ج 1، ص 62، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م
[3]دلائل الإمامة ص 134، باب حدیث فدک ، باب خبر وفاتها و دفنها علیها السلام وما جری لأمیرالمؤمنین علیه السلام مع القوم ؛ بحار الأنوار ج 43 ، ص 170، باب 7 حدیث رقم 11
[4]«و گفتارى که عمر آن را به على علیه السلام گفت به چه شنونده ى بزرگوارى و چه گوینده ى مهمّى؟! - به او گفت: اگر بیعت نکنى، خانه ات را به آتش مى کشم و احدى را در آن باقى نمى گذارم، هر چند دختر پیامبر مصطفى در آن باشد - جز ابوحفص (عمر) کسى جرأت گفتن چنین سخنى را در برابر شهسوار عدنان و مدافع وى نداشت» / دیوان محمد حافظ ابراهیم، ج1، ص82